عبد الحي حبيبى

544

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

حرفه را نگرانى كنند ، و خود محتسب در مسجد جامع مىنشست ، و وظايف خود را ازينجا اجرا ميداشت . « 1 » رسيدگى به مظالم براى تطبيق عدالت و رفع شكايات عمومى مردم ، در سازمان ادارى و قضائى دورهء اسلامى شنيدن مظالم و رسيدگى به بيداديها نيز به عمل مىآمد و صاحب مظالم يعنى كسى كه به مظالم و بيداديها رسيدگى ميكرد ، يا خود خليفه و يا امير و وزيرش بودى ، و يا از طرف خليفه و وزيرش در بلاد و شهرها « اصحاب مظالم » گماشته شدندى . در عهد اسلامى نخستين بار حضرت على ( رض ) به اين كار پرداخت ، وى روز معينى براى سماع شكايات نداشت ، ولى چون دادخواهى بحضورش مير سيد ، داد او را ميداد . اما در عصر بنى اميه روز خاصى براى سمع شكايات معين شد ، و عبد الملك بن مروان در يك روز خاص بداد شنوى مىپرداخت ، و اگر درين كار بمشكلى مواجه مىشد ، آن را به قاضى خود ابن ادريس ازدى حوالت كردى ، و بعد ازين عمر بن عبد العزيز نيز شخصا دادخواهىهاى مردم را شنيدى . در خلفاى عباسى نيز مهدى و هادى و رشيد و مامون شكايات مردم را مىشنيدند ، و لو از هر فرد بسيار مقتدرى شكايت مىشد ، دادرسى آن را ميكردند . مثلا روزى مردى يمنى به عمر بن عبد العزيز شكايت برد ، كه وليد بن عبد الملك زمين مرا غصب كرده ، خليفه درين باره دفتر صوافى را ديد ، و چون قضيه را واقعى يافت امر داد تا آنزمين را از دفتر وضع و به صاحبش سپردند ، و كذلك روزى پيرزن ژنده‌پوش به مامون از دست پسرش عباس مظلمه برد ، خليفه پسر خود را پهلوى زن دادخواه ايستاده كرده و بدادرسى او پرداخت . « 2 » وظيفهء صاحب مظالم با قاضى فرقى داشت . زيرا در انچه قاضى از انفاذ آن عاجز بود ، صاحب مظالم با قدرت تام و دست قوى حكم ميراند ، و با نيروى

--> ( 1 ) - تاريخ التمدن الاسلامى 1 / 190 ( 2 ) - تاريخ تمدن اسلامى 1 / 188